قصه ی ناقص

این قصه ی ناقص سر تکمیل ندارد...

.....

‏یه شماره‌هایی تو گوشیت هست که فقط به خاطر این نگهشون داشتی که اگه بهت زنگ زد، جواب ندی!

فریدون آسرایی - یادش بخیر

انگار همین دیروز بود که اولین بار اینجا
نشسته بودیم آروم منو تو با هم تنها
روزای بی تکرار و آرامش حرفامون
ما و یه چطر بسته قدم زدن تو بارون

تو با من زندگی کردی دل من با تو صادق بود
تمومه جمله های تو پُر از عطر شقایق بود
تو با من زندگی کردی دل من با تو صادق بود
تمومه جمله های من آهای خوشگل عاشق بود

هوای عاشقی کنار تو یادش بخیر
روزای خوب زندگی کنار تو یادش بخیر
جرأت سختی و سفر بخاطر عشق تو بود
یه عالمه دیوونگی کنار تو یادش بخیر
یه عالمه دیوونگی کنار تو یادش بخیر..

گفتم بهت بیا بریم از این دیار نیومدی
گفتم بیا بریم منو تنها نذار نیومدی
زمان گذشت و بی صدا فاصلمون زیاد شد
از این همه دوری ما دل زمونه شاد شد

هوای عاشقی کنار تو یادش بخیر
روزای خوب زندگی کنار تو یادش بخیر
جرأت سختی و سفر بخاطر عشق تو بود
یه عالمه دیوونگی کنار تو یادش بخیر
یه عالمه دیوونگی کنار تو یادش بخیر

تالک داون - سادم

الان چند ساله از روز آخری که دیدمت میگذره
فکرمیکردم یادتم مثه عطرت از رو تنم میپره
چرا خوبیای من خوبیای من دلتو میزنه میزنه
بارون رو شیشه میزنه
من هنو عکسای دوتاییمونو دارم
به یادم میای حیف نیستی کنارم
دیدمت دوباره توی خوابم
چه سادم چه سادم چه سادم چه سادم
من هنو عکسای دوتاییمونو دارم
دوست دارم حیف نیستی کنارم
دیدمت دوباره توی خوابم
چیکار کنم سادم سادم سادم سادم

اسکرین شات

ولی هنوز واسم سواله که اسکرین شاتی که یکی دیگه با گوشی من گرفته بود رو چطور بود که خودم ندیده بودم هیچوقت!!!

 

!!!

پ.ن: مطلب خاص و مخاطب خاص

!!!

تولد

زمستون فصل تولد تو میخونم فقط بخاطر تو
دل من دیگه اروم نداره تورو خواسته دیگه راهی نداره

شب تولدت باز مثل پارسال بیقرارم بیقراریم مثل هر سال
بزار اون گل سرخ دل تو یار
آسمون ستاره بارون شده ای وای

توی این شبای سرد و پر گلایه

دلم میخواد بشه ابر بهاره
بباره تا سحر مثال اشکام
تا بگه تنها نزارم دیگه ای یار
توی این دقیقه ها و لحظه ها همه میدونم برای تو عزیزم گل عشقو میارم
به تو میگن شدی عروس گلها تولدت مبارک گل زیبا

چُرتِ چِرت

یعنی تو یه ربع خواب ظهر جمعه هم باید خواب اون نکبت رو ببینم؟

احمق

ما آدم‌های احمقی نبودیم!
ساده بودیم و از روی سادگی به احمق‌ها اجازه دادیم تا در زندگی‌مان دخالت کنند…!

......

وقتی حواس تو درگیر رفتن بود
بیهوده جنگیدم تو از همون اول
منو نمیخواستی من دیر فهمیدم

شادمهر - اسمم داره یادم میره

اسمم داره یادم میره چون تو صدام نمی کنی
حالا که عاشقت شدم تو اعتنا نمی کنی

دلتنگتر میشم ولی نشنیده میگیری منو
هنوز همه حال تو رو از من فقط میپرسنو

با اینکه با من نیستی دیوونه میشم از غمت
اصلا نمیخوام بشنوم که اشتباه گرفتمت

داشتن تو کوتاه بود اما همونم کم نبود
گذشته بودم از همه هیچ کس به غیر تو نبود

حقیقتو میدونی و ازم دفاع نمیکنی
کنار تو میمیرمو تو اعتنا نمیکنی

مردم تورو از چشم من امشب تماشا میکنن
فردا غریبه ها منو پیش تو پیدا میکنن

کاش اتفاقی رد بشی از کوچه های دلخوری
به روم نیارم که چقد میخوام که از پیشم نری

هر بار با شنیدن صدای تو آروم شدم
حتی واسه ی رفتنت پیش همه محکوم شدم

سایه

آری، آن روز چو می رفت کسی
داشتم آمدنش را باور
من نمی دانستم
معنیِ «هرگز» را
تو چرا بازنگشتی دیگر؟