عشق چیز عجیبیه

آدمو‌ واقعا کور‌ و‌ کر میکنه

البته اگر دو طرق واقعا عاشق هم باشن خیلی هم جذابه

ولی امان از وقتی که یه طرف تظاهر به عشق کنه

و امان از وقتی که اینو بدونی ولی دلشو نداشته باشی ازش دل بکنی

عشق برای من یه تپش قلب همیشگی بود و هست. هرجا اسمش میاد یا بوشو استشمام میکنم.

البته خیلی وقته ازدواج کرده و فرد منظورم نیست.

عشق به اون حسی که داشتم نذاشت به کسی فکر‌ کنم

خیلی سخت گذشت بهم ولی حداقل اینکه میدونم اون حالش خوبه و زندگیش خوبه آرومم میکنه

اونی که عاشق بود من بودم. شاید تنها ادعایی که میتونم بکنم همینه‌. من واقعا عاشق بودم.

به قولی من بد نبودم. فقط بلد نبودم.

همیشه سعی کردم دلشو نشکونم. ولی اون برای جدایی بدترین راهو انتخاب کرد. قبول دارم همه عشق ها قرار نیست به وصال ختم بشه. ولی اون دلمو شکوند و رفت. دقیقا با چیزایی دلمو شکوند که منو بخاطر همون کار نکرده سرزنش کرده بود.

 

میلیاردها آدم روی زمین هستن. پس میلیاردها آدم وجود داره که برام مهم نیستن. اونم دیگه مهم نیست. ولی دلم برای خودم و احساسم میسوزه هنوز.

به این نتیجه رسیدم که آه عاشق هیچ تاثیری نداره. اگر داشت اینهمه دلشکستن اتفاق نمیفتاد.

 

در مکث زمان اگر چه پُر جزر و مدیم
ما مجرم محکوم به حبس ابدیم

یا پوچ دو دستِ سردِ دنیاست و یا
ما پشت همان دست که پوچ است زدیم...

محمدجواد منوچهری